23/09/2017

جنبش اتحاد دموکراتیک زنان ایرانی

تا زمانی كه ابعاد مختلف تأثیرات ایدئولوژیك نظام بر جامعه سست و ضعیف نگردند و جامعه به هویت ایدئولوژیكی جدیدی دست نیابد، هرگونه تلاش برای استقرار نظامی جدید كه در آن حقوق زنان به رسمیت شناخته شود، امری اتوپیك بوده و با واقعیت...

شهید مانی کیاکسار

اعتراضات دموكراتیك زنان در طی چند سال گذشته در تهران را می‌توان به عنوان استارت شروع دوبارهِ آزادی‌خواهی جنبش دموكراتیك زنان ایرانی نام نهاد؛ به طور كلی رویداد‌ها و اعتراضات مشابهی كه در طول چند سال گذشته در تهران و سایر شهرهای ایران شكل‌گرفته و با دخالت نیروهای انتظامی رژیم سیاسی ایران به ضرب‌و شتم و هتك حرمت مشاركت‌‌كنندگان كشیده‌شده، نشان از شكستن سكوتی است كه بیش از دو دهه است زنان ایرانی در پیش گرفته بودند. اگرچه اعتراضات مذكور، قابلیت انتشار و اشاعه در میان سایر اقشار جامعه و حتی سایر زنان ایرانی نداشته است ـ و تنها به زنانی از طبقه متوسط و مرفه جامعه محدود مانده است ـ از لحاظ روابط دیپلماتیك و نیز رعایت حقوق بشر، فشارهای مضاعفی بر رژیم وارد ساخته است. همچنان كه واقفید، مساله حقوق بشر از جمله موارد اتهامی بین‌المللی رژیم ایران بوده و بسته به منافع نظام‌های سرمایه‌داری گاه‌گداری به موضوع بحث محافل آنها تبدیل می‌گردد، لذا می‌توان از این امر به نحو مطلوبی در راستای احقاق حقوق زنان ایرانی و منافع خلق‌های ایران كه در قرن بیست‌ویكم همچنان با قوانین قرون وسطایی و نیز سیاست‌های مرتجعانه نظام تئوكراتیك روبرویند، بهره‌برداری نمود. در این رابطه بایستی به این مطلب اشاره نمود كه اعتراض دموكراتیك و بیان خواسته‌ها در زمره حقوق ذاتی هر فرد و قشری بوده و با توجه به مفاد اعلامیه حقوق بشر، حق بیان اندیشه و اعتراض دموكراتیك، برابر با ماده 20 این اعلامیه به رسمیت شناخته شده است. همچنین در كنواسیون حقوق مدنی و سیاسی، حق مذكور در ماده بیست و یك این كنواسیون و نیز در قانون اساسی ایران در ماده بیست و هفت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، فرموله شده و به رسمیت شناخته شده است. تنها مساله مانع‌ساز جهت عملی‌شدن حقوق شناخته شده مذكور كه از ضعف‌های زنان ایرانی می‌باشد، عدم ایجاد سازماندهی و تشکلی مستقل و پایدار است كه با توجه به مبارزات خود و فشارهای دموكراتیك بر رژیم، زمینه‌های اجرای مواد فوق را مهیا سازند؛ البته مشكل مذكور تنها محصور به زنان نبوده و كلیه اقشار جامعه و خلق‌های ایران با آن دست‌ به گریبانند.

در ریشه‌یابی مشكلاتی كه زنان ایرانی با آن روبرویند، تنها اكتفا به بیان مواردی از قبیل، محدودیت‌های مشاركت زنان در عرصه سیاست، مشكلات قوانین اشتغال زنان و آزادی‌های آنها و مسایلی كه پیرامون آنها مطرح می‌شوند ـ اگرچه در بعضی موارد به مسایلی بحرانی نیز مبدل شده باشند ـ چندان چاره‌یاب نبوده و راه‌ حل‌های گذرا و موقتی را به دنبال خواهند داشت و از دست‌یابی به ارزیابی‌ای صحیح و لذا برنامه و تاكتیكی موفق ممانعت به عمل می‌آورند. در بررسی و ارزیابی وضعیت زنان ایرانی، پیش از هرچیزی ارزیابی ساختار ایدئولوژیك نظام و تأثیرات مستمر آن بر زنان در درجه نخست اهمیت قرار می‌گیرد. عدم شناخت صحیح ابعاد تخریبات ایدئولوژیكی نظام بر زنان موجب گردیده كه ریشه بیماری‌های موجود در جامعه كه بر محوریت زنان، از سوی رژیم اشاعه داده می‌شوند به فراموشی سپرده شوند؛ در این خصوص رژیم ایدئولوژیك‌ـ سیاسی حاكم بر ایران از تجارب تاریخی چند هزارساله‌یی برخوردار است. تا زمانی كه ابعاد مختلف تأثیرات ایدئولوژیك نظام بر جامعه سست و ضعیف نگردند و جامعه به هویت ایدئولوژیكی جدیدی دست نیابد، هرگونه تلاش برای استقرار نظامی جدید كه در آن حقوق زنان به رسمیت شناخته شود، امری اتوپیك بوده و با واقعیت سالیان نوری فاصله خواهد داشت؛ چراكه استمرار ابعاد ایدئولوژیكی نظام اقتدارگرا بر جامعه، جامعه را بر علیه آزادی‌خواهی زنان برخواهد انگیخت. نمود بارز این ادعا، مشاركت عده‌یی از زنان تحت لوای پلیس زن در سركوب اعتراضات اخیر می‌باشد و در این رابطه تنها اكتفا به بیان مطالبی ركیك در خصوص آنها ثمربخش نخواهد بود.

تشیع به عنوان ایدئولوژی‌ای كه سالیانی دراز تئوری و برنامه جبهه‌ اپوزیسیون خلق‌های ایران علیه قدرت‌طلبی‌های خاندان‌های اموی، عباسی و اسلام سنی بوده، بعد از به اقتدار رسیدن سلسله صفوی در ایران و تركیب با ساختار دولت و فرهنگ سنتی شاهنشاهی ایرانی، به طور اخص برروی جامعه تأثیرگذار بوده و اقتداری نزدیك به طبقات متوسط جامعه را بنیان می‌نهد كه قدرت نفوذ احكام آن به مراتب از ساختار دولت‌های حاكمه همزمان، بر جامعه بیشتر بوده است. بازتاب چنین مطلبی در عصر امروز كه پرده از چهره اقتدار مذهبی (ولایت فقیه) بر افتاده ، از تبعات تأثیرگذاری فكری ـ به طور مستقیم و غیر مستقیم ـ بر جایگاه زنان در جامعه و حتی خانواده قابل درك می‌باشد. در واقع ابعاد ایدئولوژیك دولت به عنوان جامعه فوقانی ـ‌كه در حال حاضر عده قلیلی از روحانیونی كه در بافت قدرت جای می‌گیرند، چنین جامعه‌ای را تشكیل می‌دهندـ  ایجاد شده بر روی جامعه، از طریق خانواده به عنوان "دولت كوچك" حاكمیت خود را مستحكم می‌نماید. لذا جهت كسب منزلت و جایگاه جنس زن و حتی هر خلقی، تنها با هدف قراردادن دولت در ظاهر و یا آنچه كه در ظاهر به عنوان دولت شناخته شده، چاره‌یاب نخواهد بود. چراكه خود جامعه از هزاران دولت كوچك تشكیل شده است كه جهت متحول‌ساختن ساختارهای این "دول كوچك" در وهله نخست مبارزه‌یی ذهنیتی مطرح می‌گردد. چنین مبارزه‌یی تنها به واسطه هویت ایدئولوژیكی زنی آزاد كه مبتنی بر بروزسازی مفاهیم و ساختارهای جامعه طبیعی ـ به عنوان نخستین جامعه‌ای كه به واسطه آن هستی‌یابی نوع انسان معنی یافته است و بر محوریت ایدئولوژیكی زنان استوار بوده است ـ  و برنامه‌ای منسجم در این چارچوب، میسر می‌باشد. در این خصوص مبارزه‌یی كه زنان برای كسب آزادی ایدئولوژیكی‌ـ سیاسی خود پیرو می‌نمایند نه تنها بر روند دموكراتیزاسیون جامعه، همچون كاتالیزوری موثر خواهد بود بلكه در چاره‌یابی مساله آزادی خلق‌ها و تعیین سرنوشت آنها در قرن بیست و‌ یكم نیز، نقشی محوری را ایفا خواهد نمود. چراكه در عصر حاكمیت كاپیتالیسم، با خلق‌ها و مسایل مربوط به آنها و حتی طبیعتی كه سرمنشاء اصلی حیات بشری و نخستین مدل جامعه مطلوبی بوده كه بر مبنای آن جنس زن به ایجاد هویت ایدئولوژیكی خود پرداخته، به شیوه استثمار سنتی كه علیه جنس زن به كار برده شده‌، برخورد شده است. لذا مبارزه زنان اگر تنها در محدوده تشكل‌های مختص به زنان باقی مانده و از قابلیت گسترش در میان سایر اقشار جامعه و بویژه خلق‌های تحت ستم و استثمار برخوردار نباشد و به جنبشی اكولوژیكی مبدل نشوند، بی‌شك در تحقق انقلابی ذهنیتی مذكور، پیروزی را كسب نخواهد نمود. در این رابطه شاید تشكل‌های زنان قادر به كسب امتیازات اجتماعی و شاید سیاسی محدودی باشد ولی بدون تردید به هیچ‌ عنوان قادر به رهایی از تار و پودهای نظام اقتدارگرای مردسالار نخواهد بود و تنها در شیوه استثمار وی تغییراتی در ظاهر پدیدار خواهد گردید؛ همچون نمود بارز این مطلب می‌توان به نتیجه مبارزاتی كه بیش از دویست سال است زنان در غرب پیگیر بوده‌اند، اشاره نمود. به عنوان ثمره این مبارزات، نهایتاً محدودیت‌های نظام فئودالی برچیده شد ولی ناتوانی در ارایه هویت ایدئولوژیكی‌ای فارغ از نظام اقتدارگرای مردسالاری باعث گردیده كه بار دیگر و به شیوه‌ای بسیار سیستماتیك‌تر به استثمار زن بپردازند. در واقع مبارزات زنان در قالب فمینیسم اروپایی، همچون سایر جنبش‌ها و احزاب رئال‌سوسیالیستی، سوسیال دموكراسی و جنبش‌های رهایی ملی به مذهبی از نظام كاپیتالیستی مبدل گردیده‌اند و در طولانی‌ترنمودن عمر سرمایه‌داری نقش برجسته‌یی را ایفا کرده‌اند.

اعتراضات و نافرمانی‌های مدنی زنان در طی چند ساله اخیر، همچنان كه در فوق نیز بدان اشاره شد، اگر به سازماندهی‌ای دموكراتیك مبدل شده و به صورتی بنیادین مسایلی را كه زنان ایرانی با آن دست‌ به گریبانند تحلیل نماید و عملكردی مطابق با تحلیلات صورت گرفته را مبنا قرار دهد، از قابلیت تبدیل‌شدن به استارت آزادی‌خواهی زنان ایرانی را برخوردار است. اعتراضات مذكور بیانگر اوج استثمار و استعمالی است كه زنان ایرانی با آن روبرویند؛ افزایش آمار خود‌كشی در بین زنان و دختران جوان در میان كلیه خلق‌های ایرانی، افزایش سرسام‌آور بیماری ایدز در بین زنان، افزایش طلاق، اعتیاد، خودفروشی و خرید و فروش دختران جوان، افزایش میزان دختران فراری از ساختار حاكم بر دولت كوچك (خانواده)، افزایش مساله خشونت علیه زنان و غیره.... همگی نشان از وجود كائوس و بحرانی پیرامون زنان است كه نظام مذكور با توجه به ماهیت ایدئولوژیك آن توانایی پاسخ‌گویی بدان‌ها را ندارد. بحران‌های مذكور و ارائه چاره‌ای برای آنها، فراتر از خواسته‌هایی است كه قشر بورژوایی از زنان و حتی جنبش‌های كلاسیك چپ ـ‌گاهاً تحت لوای رادیكالیسم و نابودی رژیم مذكور و جایگزینی خود به عنوان حكومت و دولت مطلوب‌ـ تحت عناوین نابرابری قوانین شرع در مساله وراثت، «قضاوت و قوانین كار و "آزادی"‌هایی كه چارچوب مطلوب آن هیچ‌گاه به طور شفاف تعریف نشده‌اند، مطرح می‌‌گردند.

همچنان كه تاریخ معاصر شاهدی بر این ادعاست؛ هویت آزاد زنان ایرانی تنها با تغییر ماهیت ظاهری دولت و حاكمیت از شكل‌دینی آشكار به شكل لاییستی و با ذهنیتی دینی محقق نخواهد شد. خواست آزادی‌خواهی زنان ایرانی را نه انقلاب سفید رژیم شاهنشاهی ایران پاسخ گفت و نه ساختار مذهبی حاكم. پتانسیل آزادی‌خواهی‌ زنان ایرانی كه در حین انقلاب 57 خلق‌های ایران به صورتی بالفعل در روند تغییر ساختار حكومت شاهنشاهی نقش عمده‌ای را برعهده گرفت، مبارزه‌ای بود برای كسب هویت ایدئولوژیكی كه در همین سرزمین و 5000 سال قبل به واسطه اقتدار نظام‌های مردسالار از وی غضب شده بودند و تغییر شكل ظاهری اقتدار نیز پاسخی بدان نبوده است و امروزه باری دیگر در حال پای‌گرفتن است. البته بایستی این نیروی بالقوه آزادی‌خواهی زنان به مسیر برپایی انقلابی ذهنیتی در ساختارهای فرسوده جامعه كشیده شود و به برپایی نظام دموكراسی فراگیر و رادیكال و ایجاد جامعه‌یی اكولوژیك‌ـ دموكراتیك كه مبتنی بر آزادی‌خواهی جنسیتی بوده است، منجر شود.

در راستای دست‌یابی به هویت‌ ایدئولوژیكی قرن بیست‌ویك، زنان كرد به واسطه رهنمودهای رهبری KCK (گروه جوامع کردستان) و PKK و ایدئولوژی "رهایی زن" ارایه‌شده از سوی ایشان، گام‌های بنیادینی را برداشته است. در درون جنبش آزادی‌خواهی خلق كرد، انقلاب زن به صورت انقلابی در درون انقلاب كردستان پیرو گردیده است و با توجه به مبارزات ذهنیتی صورت گرفته، زنان آپوچی و كرد به سازماندهی مستقل و دموكراتیك خود و در عین حال مكمل كل جنبش آزادی‌خواهی خلق كرد، دست یافته‌اند. زنان كرد در سایه این رهنمودها و سازماندهی مستقل به موقعیت پیشاهنگان زنان خاورمیانه و جهان، جهت دست‌یابی به هویتی فارغ از اقتدارطلبی‌های نظام‌های مردسالار رسیده‌اند. با توجه به ویژگی‌های مذكور و نیز مبارزه‌ای كه در حال حاضر از سوی «اتحادیه زنان شرق كردستان» در شرق كردستان و ایران صورت می‌پذیرد؛ زنان كرد از قابلیت ایجاد تشكل و جنبش مستقل و دموكراتیكی از همه طیف‌های زنان ایرانی را كه آلترناتیو‌های آن برای چاره‌یابی بحران‌ها و معضلاتی كه زنان كرد و به طور كلی زنان ایرانی با آن دست به گریبانند را دارا می‌باشند. در صورتی كه تشكل‌های مختلف زنان، با سرمشق قراردادن جنبش آزادی‌خواه زنان كرد و سازماندهی آن، سازماندهی خود را به سایر اقشار جامعه تعمیم داده و مشكلات زنان را به عنوان بخش اساسی از مشكلات ایدئولوژیك و بنیادین جامعه ارزیابی نمایند، ایجاد جنبش دموكراتیك زنان ایرانی و ایفای نقش پیشاهنگی آنها در دموكراتیزاسیون جامعه، دولت و سیاست، البته با هویتی مستقل، اتوپیای دست‌ نیافتنی‌ای نخواهد بود و از زمینه تحقق مادی و معنوی نیرومندی برخوردار است.

تجاوز سلاحی در خدمت مزدورسازی

نهاد اطلاعات عمداً دختران خانواده‌های میهن‌دوست را هدف قرار می‌دهد؛‌ با ربودن و یا فریفتن این دختران، آنان را به اعتیاد می‌كشاند و بعد به آنها تجاوز می‌كند...

پارادوکس هویت زن زیبا و نظام کالایی

مصرف کالاهای مشتق‌شده از زن به راحتی و بدون هیچ‌گونه مانع اخلاقی و وجدانی صورت می‌پذیرد...

بی‌اراده‌کردن و هویت‌زدایی زنان کورد در زندان‌های ایران

باندهای فحشا در کوردستان بدون استثنا با مراکز امنیتی نظام نظیر سپاه پاسداران، اطلاعات, بسیج و... در ارتباط می‌باشند...

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]