21/09/2017

کنفدرالیسم دموکراتیک در ایران (19)

ما می‌خواهیم كوردها در هركجا كه زندگی می‌كنند آن كشور و خلق‌های آن را نیز به سمت دموكراسی سوق دهند. نتیجه‌ی آن شكل‌گیری...

 

 

 


ریوار آبدانان

 بخش نوزده‌هم

 ـ كوردها به دلیل عدم مبدل‌شدن به دولت‌ـ ملت دارای بالاترین پتانسیل سیاست دموكراتیك در منطقه هستند. چون سیاست‌های انحصارطلبانه، مركزگرا و سلطه‌خواهانه‌ی دولت‌های منطقه و سیاست‌های منفعت‌طلبانه‌ی نیروهای خارجی در برهه‌ی كنونی با هم تصادم نمودند، بن‌بست عظیمی در خاورمیانه به‌وجود آمد. جنگ جهانی سومی در خاورمیانه جریان دارد كه ماحصل همین تصادم است. به همین دلیل یك فرصت عظیم تاریخی برای نیروهای دموكراتیك فراهم آمده است. چرا كه تنها نیرویی كه قادر است جریان تحولات را از جنگ، تنش و بحران به سمت حل و چاره‌یابی بكشاند همین نیروست. كوردها قلب و مركز اصلی این نیروی دموكراسی‌خواهی هستند. بنابراین ما نیز به‌عنوان پژاك، نیروی دموكراسی‌خواهی كورد را در شرق كوردستان و ایران، نیروی پیشبرنده‌ی سیاست چاره‌یاب و سازنده می‌دانیم. هدف تمام فعالیت‌های سیاسی و سازمانی ما پیشاهنگی برای رشد دموكراسی و آزادی همه‌ی خلق‌های ایران، كوردستان و خاورمیانه است. بنابراین نوع برخورد كشوری همچون ایران در قبال مساله‌ی كورد است كه مشخص می‌سازد ما راهبردهای خود را به كدام شكل اجرایی خواهیم نمود.

ـ پیشبرد سیاست مستقل در خاورمیانه امر آسانی نیست. چرا كه باید از پشتوانه‌ی اجتماعی عظیمی برخوردار باشی تا ناچار از وابستگی به دیگر نیروها نشوی. خلق كورد زمینه‌ی سیاست مستقل را برای جنبش ما فراهم آورده‌ است، چرا كه جنبش ما بر مبنای اراده‌مندسازی این خلق به میدان آمد. وقتی جنبش سیاسی و جامعه به شكل متقابل همدیگر را تغذیه كنند آنگاه می‌توان سیاست مستقل نیز به‌عمل آورد. مثلا با توجه به پشتوانه‌ی عظیم اجتماعی پژاك در شرق كوردستان ما هم می‌توانیم به یك چاره‌یابی دموكراتیك الگومانند در ایران برسیم و هم می‌توانیم با اصرار نظام بر مركزگرایی و سركوب و فشار دست به دفاع مشروع بزنیم. از آنجا كه سیاست ما در راستای پروژه‌ی عظیم پیشبرد ملت دموكراتیك كورد و دموكراتیزاسیون ایران هدفمند است، بر تنش‌زایی و بده‌بستان‌های كلاسیك متكی نیست. آنچه سرلوحه‌ی ماست، همانا مطالبات غیرقابل‌اغماض ملت كورد و رسیدن به یك ساختار سیاسی دموكراتیك است كه كوردها در چارچوب آن بتوانند با همه‌ی همسایگان خود در همزیستی به‌سر برند. تمام برنامه‌ها و فعالیت‌های فكری، سیاسی، سازمانی، دفاع مشروع و دیپلماسی ما مبتنی بر پیشبرد ملت دموكراتیك كورد و رسانیدن آن به سطح یك ساختار سیاسی خودمدیر است. این مورد، هم با سرشت تاریخی خاورمیانه و اصل «همزیستی كوردها با سایر خلق‌ها» سازگار است و هم بن‌بست‌های حاد ناشی از ملی‌گرایی و استبداد را به سمت گشایش و حل می‌كشاند. چرا كه رهیافت ما یك رهیافت ملی‌گرایانه، درگیری‌ساز و جزم‌اندیشانه نیست. با هر نیرو، جناح، گروه، دولت، خلق و تفكری می‌توانیم تعامل دموكراتیك و اصولی به عمل آوریم. شرط آن نیز حاضر بودن آنها جهت به رسمیت شناختن اراده‌ی خلق كورد، ارائه‌ی راهكار نتیجه‌بخش در این مورد و دست‌كشیدن از تحمیلات یك‌طرفه‌ی كلاسیك است.

ـ ما به‌عنوان پژاك خواسته‌ایم كه به‌جای تنش و درگیری راهكار مسالمت‌آمیز و منطبق با روح دموكراسی و سازگار با گذشته‌ی تاریخی منطقه و ایران در پی گرفته شود. اصولا سیاست كوردها در قبال تمام خلق‌های همجوارشان مبتنی بر همزیستی و تشكیل اتحادیه‌های فرهنگی داوطلبانه و آزاد بوده است. این دولت‌های مركزی بوده‌اند كه خواسته‌اند با تضعیف این واقعیت تاریخی، سلطه‌ی مطلق خود را برقرار نمایند. نتیجه‌اش نیز بن‌بست در سیاست آن‌هاست و بازنده‌ی نهایی‌اش خود آنها خواهند بود.

ـ دموكراسی به مسئولیت‌پذیری نیاز دارد و مسئولیت‌پذیری نیز به انقلاب وجدان. طیف‌هایی كه به دموكراسی باور ندارند، وجدان و مسئولیت برای آن‌ها بی‌معناست. نتیجه‌ی آن نیز پشت‌كردن آن‌ها به جامعه، تشدید ملی‌گرایی (هم لاییك و هم دینی) و سقوط به قهقرای فاشیسم است.

مدرنیته‌ی دموكراتیك كه ما در حال پیشبرد زمینه‌های فكری، همگرایی با نیروهای سازنده‌ی آن و سیاست‌گزاری در مسیر آن هستیم، با روش‌های ملی‌گرایانه شكل نمی‌گیرد. كوردها برای آنكه به آزادی و دموكراسی دست یابند، تمام دیگر خلق‌ها و كشورهای پیرامون را در درون این مبارزه‌ی عظیم مشاركت می‌دهند. این یعنی اوج مسئولیت‌پذیری و روحیه‌ی تسهیم آزادی و برابری. این یعنی درهم‌كوبیدن ملی‌گرایی و نشاندن دموكراسی خلق‌ها به‌جای آن. اگر كوردها چنین نكنند انتظار دارید كدام جریان ملی‌گرای ایرانی برای خاورمیانه و ایران دموكراسی و آزادی به ارمغان بیاورد؟!

ـ یكی از عمده‌ترین معضلاتی كه دولت‌های مدرن ایجاد كردند انكار تاریخ خلق‌ها و ملت‌هاست. آنها دست به تاریخ‌سازی جعلی زدند. چیزی كه كوردها را در كنار ترك‌ها، فارس‌ها و عرب‌ها باقی نگه می‌دارد، باور درونی جامعه به زندگی مسالمت‌آمیز، احترام متقابل و تسهیم در ارزش‌های فرهنگی یكدیگر بوده است. هنوز هم چنین است. اما دولت‌ـ ملت‌های یادشده همواره خواسته‌اند این اشتراكات و ارزش‌های فرهنگی را وارونه ساخته و از آن به‌عنوان اسلحه‌ای علیه خلق كورد استفاده نمایند؛ تا بدین ترتیب فرهنگ و هویت كورد را در فرهنگ و هویت ملت حاكم ذوب نمایند. بنابراین همواره واقعیت تاریخی خلق كورد انكار می‌شود. واقعیت این است كه كوردها، فرزندخوانده یا برادر كوچك و ترحم‌برانگیز كسی نیستند. چرا كه در اصل برابری و برادری خلق‌ها، بزرگ و كوچك مطرح نیست. كوردها عنصری اصلی در شكل‌گیری فرهنگ عظیمی به نام فرهنگ شرق و خاورمیانه هستند. حتی منشأ انقلاب‌های عظیم بشری نظیر انقلاب زبان، كشاورزی و روستا هستند. بدون فرهنگ اجداد كوردها (هوری‌ها و مادها) شكل‌گیری تمدن خاورمیانه ناممكن است. بنابراین ما طبق این تاریخ زندگی می‌كنیم؛‌ هویت‌مان طبق این تاریخ شكل گرفته و طبق سرشت همین تاریخ می‌خواهیم با سایر خلق‌های منطقه در تعامل و دادوستد فرهنگی باشیم. هیچ نمونه‌ی دیگری در خاورمیانه نمی‌توانید سراغ بگیرید كه بتواند یك بستر دموكراسی اینچنینی را بیافریند. كوردها به دلیل حذف از دایره‌ی سیاست نمی‌توانستند این گفتمان دموكراسی‌خواهانه را روزآمد سازند. آن‌ها با نااخلاقی‌ترین شیوه از سوی حكومت‌های مركزی ترك، فارس و عرب سركوب شدند. اما قرن بیست‌ویكم مُهر دموكراسی كورد و كنفدراسیون‌ دموكراتیكی را بر خود دارد كه كوردها دوشادوش دیگر خلق‌ها آن را خواهند ساخت. بنابراین هر كشوری كه در منطقه بخواهد در این ثبات و ساختاربندی نوین دموكراتیك جایگاهی داشته باشد دیگر باید به چشم یك ابزار، اهرم فشار، كارت و قربانی به كوردها ننگرد. ما این پدیده‌های زشت و تحمیلی را به چالش كشیدیم و زدودیم. بنابراین ایران نیز اگر می‌خواهد مساله‌ی كورد را حل كند و بر مبنای آن كل سیاست‌های غلط گذشته را به كانالی مجزا هدایت نماید، بایستی در چارچوب این واقعیت و سرشت تاریخی عمل نماید. ما به همزیستی داوطلبانه و مبتنی بر آزادی، برابری و خودمدیری دموكراتیك آری می‌گوییم اما در برابر یكدست‌سازی تحمیلی، قتل‌عام فرهنگی و نابودی هویتی پاسخ كوبنده‌ی ما خیر است.

ـ ملت دموكراتیك یك پروژه‌ی ملی‌گرایانه و براندازانه نیست. ما می‌خواهیم كوردها در هركجا كه زندگی می‌كنند آن كشور و خلق‌های آن را نیز به سمت دموكراسی سوق دهند. نتیجه‌ی آن شكل‌گیری انواعی از هویت‌های باز چندلایه است. می‌توان به‌عنوان یك كورد اهل شرق كوردستان به‌طور هم‌زمان هم عضو ملت دموكراتیك كورد بود، هم عضو ملت دموكراتیك ایران و هم عضو ملتِ ملت‌های دموكراتیك خاورمیانه. در چنین هنگامی، ایرانی‌بودن دموكراتیك شكل می‌گیرد. این هویت دموكراتیك، با ایرانی‌بودنی كه با سركوب و فشار می‌خواهند بر كوردها و دیگر خلق‌ها نظیر بلوچ، تركمن، آذری، گیلك و مازنی تحمیل نمایند به كلی متفاوت است. مثلا ایرانی‌بودنی كه جمهوری اسلامی تحمیل می‌نماید و اپوزیسیون و جریانات ملی‌گرای ایرانی نیز همان خط‌مشی را دنبال می‌كنند، به بهای دست‌كشیدن خلق‌های ایران از زبان، آیین، باورداشت‌های تاریخی، سیاست بومی و بافت اجتماعی خودمدیر‌شان شكل می‌گیرد. یعنی امری ساختگی و بر مبنای یكدست‌سازی اجباری است. بنابراین چنین هویت ساختگی و سلطه‌گرانه‌ای به هیچ وجه قابل قبول نیست. فرهنگ آریایی ساخته‌ی یك ملت برتر و مافوق نظیر فارس‌ها نیست؛ كوردها و دیگران نیز در آن سهیم‌اند. اما كوردها و دیگر خلق‌ها با تفاوت‌مندی خود در آن سهیم می‌شوند نه شبیه‌‌سازی‌شدن اجباری و آسیمیلاسیون (همسان‌سازی). اگر شرطی نظیر دست‌كشیدن از فرهنگ و هویت ذاتی‌مان را پیش پای ما بگذارند، چطور می‌توانیم به وجدان جمعی و تاریخ و هستی خود خیانت كنیم و جواب آری بگوییم؟!

کنفدرالیسم دموکراتیک در ایران (18)

خط سوم یا به عبارتی نیروی سومی كه توسط جنبش آزادی‌خواهی ملت كورد، در كل خاورمیانه توسعه می‌یابد مبنایش همین فلسفه‌ی...

لیبرالیسم نوعی مریضی آزادیخواهی (2)

فرد ظهوریافته در رنسانس را كه شروع به رهایی از فشارهای اجتماعی كرد می‌توان به بریدن گوسفندی از گله‌اش تشبیه كرد...

لیبرالیسم نوعی مریضی آزادیخواهی (1)

فرمول لیبرالیسم بورژوایی این است: «بگذارید هر كاری دل‌شان می‌خواهند انجام دهند»...

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]