22/11/2017

معنا و مفهوم فلسفی‌ــ سیاسی‌ــ اجتماعی ملت دموکراتیک

ما می‌خواهیم كوردها در هركجا كه زندگی می‌كنند آن كشور و خلق‌های آن را نیز به سمت دموكراسی سوق دهند. نتیجه‌ی آن شكل‌گیری...

 

 

 

 

 

در مسیر تكوین ملت دموكراتیك ـ 1

هر چند که امروزه قدرتها و دولتها نیروی خویش را یگانه امر موثر در شکلدهی به جوامع انسانی مینامند، اما حیطهی خارج از دایرهی دولتها، قدرتطلبان و تمدن دولتی، سهم بهسزایی در تشکیل جوامع و پیشرفت آنان داشته است. این دایرهی خارج از دولت و قدرت، بسیار وسیع بوده و تمامی مبارزات خلقها و جوامع دموكراتیك را شامل میگردد. تمامی این مبارزات در طول تاریخ و بهرغم همهی سركوبها همچنان ادامه یافته است. مبارزات دموكراتیك جوامع و خلقهای دموکراتیک از جنبههای اخلاقی و سیاسی عظیمی برخوردار بوده و منجر به شكلگیری انواعی از كنفدراسیونها و اتحادیههای خلقی و ملتهای دموکراتیک شده است. در این اتحادیهها و کنفدراسیونهای دموکراتیک، جامعه با نهاد مدیریتی خویش به تداوم حیات آزادانه، حل مسائل روزانه و تشکیل جهان مادی و معنوی خود و اعتلای آن پرداخته است. در طول تاریخ، همیشه مدیریتهای خودگردان شهری، منطقهای و بومی وجود داشتهاند؛ که حتی در دولتها و امپراطوریهای كهن نیز شاهد چنین خودگردانیهایی بودهایم. اگر چنین ساختارهایی وجود نمیداشت، اداره‌‌ی امپراطوریهایی نظیر امپراطوری مادـ پارس‌‌ امكانناپذیر میگشت. هدف از بیان چنین مواردی، برای شکستن این ذهنیت تحمیلشده از سوی دولت بر جامعه است که جوامع و خلقها توانایی تشکیل مدیریتهای خودگردان خویش و برساخت ملتهای دموکراتیک را ندارند مگر آنکه دولتی تشکیل دهند. یعنی به گونهای به جامعه تلقین نمودهاند که سطح آزادی یک جامعه و ارتقای آن به تشکیل دولت و نیرومند بودن آن برمیگردد. حال آنکه جامعه به چه میزان به سوی دولت و قدرت گرایش پیدا کند، به همان اندازه از زندگی آزاد و دموکراتیک دور میگردد.

روایتگران تاریخ قدرتگرا، در روایتهای خویش چه اسطورهای و دینی و چه علمی، به انحای مختلف به امر اعمال فشار بر جامعه و استثمار آن مشروعیت بخشیده و حتی آن را مقدس جلوه دادهاند. در این مسیر نیز جهت پنهانسازی و تحریف واقعیات، بهکارگیری ابزارهای ایدئولوژیك و زورمدارانه را حق مسلم خویش دانستهاند. برای ایجاد حس نومیدی در میان خلقها و ملل دموکراتیک و به تسلیمیت کشاندنشان، در روایتهای تاریخی، دولت و قدرت را جانب همیشهپیروز و غالب، و مخالفان آن را شكستخورده و همیشهپشیمان جلوه دادهاند. نظام سلطه، فرای جامعه و از بالا، با تكیه بر مسند قدرت، دست به روایت تاریخ زده و عناصر این روایت، تنها و تنها متشكل از حوادث و وقایعی است كه خودشان در آن تأثیرگذار بودهاند. در این نگرش، دلایل فروپاشی تمدنهای مركزیتگرا نیز، نه مقاومتهای تاریخی عناصر دموكراتیك جامعه، قیامهای آنها، ایستار آزادیخواهانه و فرهنگ مقاومت خلقها و ملل دموکراتیک در مقابل ظلم و ستم، بلكه تمدن مركزیتگرای نیرومندتری میباشد كه به علت ضعف تمدن پیشین، موفق به فروپاشاندن آن شده است. تمدن مركزی جدید نیز خود را ناجی جامعه خوانده و جامعه را مُلك خویش میداند. از اینرو اعمال هرگونه دخل و تصرف در آن را مشروع میداند. لذا نگرش اجتماعی و تاویلی صحیح از تاریخ كه در آن نیروهای اجتماعی نادیده انگاشته نشوند و در مقابل تمدن قدرتگرا به تشریح نقش و تأثیر تمدن دموكراتیك بپردازد ـكه پیشینهی تاریخی آن از تمدن قدرتگرا بسی طولانیتر استـ در بررسی جوامع و تفسیر صحیح تاریخ آنها امری اجتنابناپذیر است.

هر چند میان کنفدراسیونها و خلقهای دموکراتیک تاکنون اتحادی همهگیر و منسجم بسیار بهندرت دیده شده اما این به معنای انکار همگراییهای به وجود آمده نیز نمیآید. تحلیل و تفسیر ابعاد و عناصر شكلدهندهی نظامهای دموکراتیک و جنبههای اجتماعی و تاریخیاش، میتواند گامی اساسی در جریان استقرار دموكراسیای راستین و ماندگار باشد. برای ایجاد شفافیت و همگرایی در میان نیروهای دموكراتیك منطقهای و جهانی، بایستی به نگرش فكری و ذهنی موجود در جوامع یقین داشته باشیم. با نگرشی اینچنینی میتوانیم ابراز داریم که جوامع، استعداد، توانایی و نیروی تشخیص نیازها و رفع آنها را بهصورت منفك از دولت دارند. جریانهای دموکراسیخواه و آزادیطلب خلقها و ملل جهان به صورتی قارچآسا سر برنیاورده، بلكه به صورت متصل با جریانها و عناصر قبلیشان، رشد نمودهاند؛ ملل و خلقهای دموکراتیک بایستی این روند زنجیروار را حفظ نمایند. نیروهای دموکراتیک تنها با اتکا به میراث تاریخی خویش، میتوانند به عظمت و توانمندی نیروی ذاتی جوامع پی برند و در حال و آینده، رویکردی موفق و پیروز داشته باشند.

 در راه تقویت خلقها و ملتهای دموكراتیك، كوچك و محدودسازی قدرت و تمامی نهادهای آن، امری حیاتی میباشد. در این راستا بایستی با نگرشهایی كه در تلاشند فرد و جامعه را هیچ انگاشته و موجودیت آنها را به نیرویی فرای جامعه(قدرت و دولت) نسبت دهند و همچنین نگرشهایی كه فردگرایی، عدم انسجام و بیبرنامگی را مشروعیت میبخشند، به مبارزه برخاست. این امر از طریق سازماندهی منسجم جامعه، خارج از دایرهی دولت و قدرت میسر میگردد. "ملتِ دموکراتیک" که همهی تنوعات فرهنگی، ملی و زبانی، با تمامی تفاوتمندیهاشان می توانند در آن جای گیرند، از طریق واكاوی ایدئولوژیهای قدرت و با تکیه بر افکار جوامع دموکراتیک میتواند در بهوجود آوردن فکری نوین و برساختهای آن موفق عمل نماید.

در راستای تقویت ملتِ دموکراتیک، بهرهمندگردانیدن ذهن انسان از اندیشهی آزاد، صحیح و نیك، نظام مدیریتی آن را به اخلاق و موارد متافیزیکی مطلوب ـکه از شرایط اصلی مدیریت دموکراتیک و صحیح جامعه و انسان بر خویش استـ میآراید. حاکمیت نگرش نظام سلطه و یگانه‌‌راه خواندن آن، که تنها هدفش کسب قدرت و ثروت و به تبع آن تسلط بر جامعه و انسان بوده، موجب انحرافاتی در مسیر جستجوی حقیقت شده است. از طریق تقویت آزادی در ذهنیت یك جامعه، میتوان آزادی و دموکراسی را به ارمغان آورد. تمامی دستاوردهای مطلوب و برخوردار از آزادی یک جامعه، برآیند ذهنیت آزاد و دموکراتیک آن جامعه میباشند. تمامی موفقیتهای مهم در تاریخ یک ملت و خلق، و تشکیل ساختارهای دموکراتیک مادی از سوی آنان، نتیجهی ذهنیتهای آزاد و ارادهی متأثر از این ذهنیتها میباشند. از این روی تمامی عناصر دموکراتیک جامعه از فرد گرفته تا اجتماعات میلیونی، نقش مهمی در شکلدهی به ذهنیت و شخصیت دموکراتیک یک خلق، ملت یا جامعه دارند. خلق، ملت یا جامعهی دموکراتیک و موفق نیز نقش مؤثری در شكلدهی به شخصیت و ذهنیت آزاد و دموکراتیک افراد خویش دارند. لذا به میزانی كه مقاومت در مقابله با سلطه و در راه آزادی‌‌خواهی، بتواند به تشکیل و پرورش ذهنیت آزاد و دموکراتیک در جامعه یاری رساند به همان میزان در راستای برساخت ساختار مادی ملتِ دموکراتیک و نهادینهسازی آن موثر واقع میشود. در این راستا، مبارزه با عناصر قدرتگرا و دولتگرا، میتواند در شکلدهی به اذهان برخوردار از انتخابها و نگرشهای صحیح، نیک و آزاد تأثیر بگذارد. نیروهای دموکراتیک و سازندهی نظامهای دموکراتیک در سطح منطقه و جهان، همیشه افراد و گروهها را ترغیب به انطباق و همراستایی با منافع جامعه نمودهاند و در این راستا گامهای عملی نیز برداشتهاند. ذهنیت نیک، زیبا، آزاد و صحیح، متضمن آینده‌ای آزاد و موفق برای جامعه میباشد. در این راستا مبارزه در راستای تقویت ذهنیت آزاد و شکلگیری و تقویت نهادها و ساختارهای مادی «ملتِ دموکراتیک» و توأمان با این امر، گام برداشتن با ایستاری راسخ در مبارزه‌‌ای صحیح با جهان ذهنی و عینی نظام سلطه، دولت و ملت دولتی، آیندهی جوامع را با آزادی خواهد آراست. در این راه در پیش گرفتن سیاستی درست جهت برساخت و مدیریت دموکراتیک یک جامعه، گامی اساسی و الزامی میباشد.

به همین منظور شناخت صحیح و نحوهی شکلگیری ذهنیت دموکراتیک و برساختهای مادی ملتِ دموکراتیک، امری حیاتیتر از آب و نان برای جامعه است که در این نوشتار به صورت مختصر به بررسی برخی از ابعاد آن خواهیم پرداخت.

ادامه دارد ...

 

برگرفته از مجله ملت دموكراتیك

هستی‌شناسی مفهوم دولت ـ 1

چيزی که در عمل امروزه با نام دولت وجود دارد نه مديريتکردن جامعه بلکه حاکميت بر جامعه و تک تک اعضای آن و چنگانداختن بر حقوق اوليه‌ و استثمار آن‌ها می‌باشد...

مدرنیته‌ی دموکراتیک

گردهم‌آوردن قدرت، دولت و ملت در یك جا، سرچشمه‌ی اصلی مسایل عصر مدرنیته می‌باشد...

رمز ماندگاری یک ملت

ضرورت‌های اجتماعی ایجاد جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]