30/03/2017

سیاست جوان‌کشی نظام اسلامی ایران (2)

جوانان دعوت‌شدگان اصلی به سوی پدیده‌های مخربی همچون بسیج و خیانت هستند...

 

 

 

 

 

 

آ.برزن

 

بخش دوم و پایانی

تداوم سیاست جوان‌کشی جمهوری اسلامی در شرق کوردستان

جمهوری اسلامی با سیاست اعدام جوانان وارد کوردستان شد؛ سیاستی که تا به امروز همچنان ادامه دارد. مشارکت جوانان در مقاومت جامعه‌ی کوردستان علیه تجاوز جمهوری اسلامی ایران، نماد زنده‌بودن جامعه در دهه‌ی شصت بود. اگرچه در سرکوب و اعدام‌های شدید این دهه, جوانان قربانیان اصلی بودند، اما آنها قلب‌تپنده‌ی مقاومت سیاسی بودند و از انرژی آنان، تمامی جامعه نیز جان می‌گرفت. توقف مبارزات در دهه‌ی هفتاد نه‌تنها از شدت سیاست‌های سرکوب و فشار نظام علیه جوانان نکاست؛ بلکه این سیاست‌ها در نبود مبارزه و سازماندهی سیاسی کورد، ابعاد تازه‌تری به‌خود گرفت. عقب‌نشینی احزاب سنتی از صحنه‌ی شرق کوردستان، این امکان را از جوانان کورد سلب نمود که با هویت مشخص سیاسی به مبارزه بپردازند. در این خلأ سیاسی، جوانان دچار یأس و سرخوردگی شدند. این یأس جوانان تأثیر مستقیمی بر همه جامعه‌ی کوردستان گذاشت.

در نتیجه طی دهه‌ی هفتاد زمینه برای تأثیرگذاری سیاست‌های نظام در شخصیت جوانان فراهم شد. جوانان قربانیان اصلی سیاست زیست‌قدرت، اشاعه‌ی پدیده‌هایی نظیر بیکاری و فقر در جامعه بوده‌اند؛ نظام ضمن دچارسازی جوانان به درماندگی، امکان مادی زندگی را از جوانان سلب نمود. از طرف دیگر پیامدهای سیاست زیست‌قدرت نیز به طور وسیعی بر روی جوانان اثرات مخرب به‌جا گذاشته است. اصولا آماج اساسی سیاست زیست‌قدرت، جوانان می‌باشند. بر همین مبنا، جوانان دعوت‌شدگان اصلی به سوی پدیده‌های مخربی همچون بسیج و خیانت هستند.

تسلیم‌شدن جوانان در برابر سیاست‌های بسیج به‌معنای ازمیان‌بردن امکان و احتمال هرگونه مبارزه و اقدام عملی جامعه علیه دولت است. عدم وجود مبارزه جوانان علیه نظام، به‌معنای عدم وجود اراده در جامعه است. به‌همین دلیل، سیاست ضعیفه‌سازی از دهه‌ی هفتاد به بعد با شدت تمام علیه جوانان اعمال شده است. اعتیاد، پدیده‌ای است که از دهه هفتاد به بعد دولت به شیوه‌ای بسیار سیستماتیک در میان جوانان شیوع بخشید. در کوردستان، باندهای توزیع مواد مخدر همگی با مراکز امنیتی در ارتباط می باشند. شیوع اعتیاد، بخش مشخصی از ترور نظام جمهوری اسلامی علیه جامعه کوردستان است. ابعاد گسترش اعتیاد چنان وسعت یافته که نه‌تنها جوانان جامعه‌ی شهری بلکه جوانان روستایی نیز بدان آلوده گشته‌اند. همچنین جمهوری اسلامی ایران، با تحمیل محدودیت‌های شدید اجتماعی بر روی جوانان از یک طرف و گشودن کانال‌های خاص در همین حوزه‌ها و به‌خصوص در مسایل جنسی، توجه و انرژی جوانان را کاملا بر این مساله متمرکز می‌کند. همان کاری که نظام کاپیتالیسم جهانی برای رام‌کردن جوامع در برابر همه انسان‌ها انجام می‌دهند.

در کل نظام جمهوری اسلامی ایران، تمامی نهادهای آموزشی، فرهنگی و تبلیغی خود را جهت تأثیرگذاری بر جوانان هدفمند ساخته است. حمله‌ی هماهنگ‌شده این نهادها با نهادهای امنیتی، از دهه‌ی هفتاد به بعد تأثیرات مخربی بر روی جوانان داشته است. سیاست و عملکرد نظام آموزشی در کوردستان، منعکس‌کننده‌ی سیاست‌های نظام بر روی جوانان است. مراکز آموزشی در کوردستان نقش پایگاه عقیدتی نظامی را ایفا می‌کنند. دروس عقیدتی بیشتر حجم درس‌ها را تشکیل می‌دهد و معلمانی که آموزش این بخش را بر عهده دارند به‌طور مداوم جهت متصل‌سازی جوانان به نظام و جذب آنها به مراکز امنیتی و جاسوسی در تلاشند. تبلیغات وسیعی که در مدارس برای جذب جوانان به بسیج و وزارت اطلاعات صورت می گیرد، دقت‌برانگیز است. از طرف دیگر, نهادهای آموزشی به مراکز تولید کورد مطلوب و همچنین دورساختن جوانان از فرهنگ جامعه تبدیل گشته‌اند. تابلویی که در مدارس از جامعه کورد ترسیم می‌شود به پشت‌کردن جوانان به جامعه‌ی خود و جذب آنان به فرهنگ شهرهای مرکزی منجر می‌شود. در مدارس و مراکز آموزشی احساس خودحقیربینی فرهنگی به جوانان کورد تزریق می‌شود. دولت از طرفی با تعمیق ریشه‌های سنت‌های ناخوشایند و دیدگاه‌های پیرسالارانه عرصه را بر جوانان تنگ نموده و از طرف دیگر راه رهایی را در خودانکاری و توسل به دیگر فرهنگ‌ها نشان می‌دهد. این فرآیند به‌طور چشمگیرتر در میان دختران جوان پیشبرد داده می‌شود. نهادهای تبلیغی و امنیتی در هماهنگی کامل، تعریفی از زندگی را به جوانان تحمیل می‌کنند که نتیجه‌ی آن فردگرایی مفرط، ترس و انفعال است. نهادهای بسیج، سپاه و اطلاعات همگام با قشر خاصی از معلمان و اساتید و دستگاه‌های رسانه‌یی، سازمان ارشاد و تبلیغات و مراکز وابسته به آن، در ارتباط بسیار وسیع و نظام‌مند با جوانان، از طرفی با تهدیدهای مداوم آنان را از هرگونه فعالیت سیاسی و اجتماعی برحذر داشته و از آنان می‌خواهند به عنوان "افراد مثبت" سر در لاک خود داشته باشند؛ و از طرف دیگر زندگی بی‌دردسر فردی آنها را منوط به جایگیری در نهادهای امنیتی و جاسوسی نظام نشان می‌دهند.

 

اعتیاد؛ تراژدیک‌ترین واقعیت اجتماعی در کوردستان

در حالی‌كه در بسیاری از شهرهای دیگر ایران، معضل اعتیاد حالتی حاد به خود گرفته و وقایع و تراژدی‌های بی‌مانندی را آفریده است اما تراژدیك‌ترین واقعیت اجتماعی در رابطه با پدیده‌ی اعتیاد و استفاده از مواد مخدر را می‌توان در جامعه شرق کوردستان یافت. سیاست‌های دولتی و فرادولتی، سطح پایین آگاهی جامعه، عمیق‌بودن معضلات، مشكلات و گرفتاری‌های اجتماعی و اقتصادی، نبود آزادی‌های سیاسی و فردی، دست‌های پنهانی بین‌المللی و ثروت‌های فرادولتی كه كارتل‌های مافیایی مواد مخدر را ایجاد كرده‌اند، از جمله عوامل و فاكتورهای اساسی و تعیین‌كننده در تراژدیك‌بودن مساله فوق می‌باشند.

امروز اگر جامعه شرق کوردستان یا صحیح‌تر اینكه، نسل سومی كه آینده‌ساز كشور به‌حساب می‌آیند، با دیدن ظلم و ستم بی‌نظیری كه تحت نام اسلام شیعه بر اقشار مختلف خلق كورد روا می‌دارند و یا با رهانیدن خود از عذاب ترس از جهنم فراواقعیت و فوق‌العاده وحشتناكی كه بشارت داده‌اند، این بار خود را در جهنمی می‌یابند كه هزار برابر و شاید هم بیشتر از جهنم خدایان عذاب‌آورتر باشد. در واقع، خلق كورد در شرق کوردستان تبدیل به گناهكاران و تبهكارانی با جرایمی سنگین شده كه هر روز با معضلات حادی همچون اعتیاد، بیكاری و... دست و پنجه نرم كرده و تلفات و خسارات جانی و مالی می‌دهند؛ جهنم واقعی را در همین دنیا تجربه می‌كنند.

كمتر خانواده‌یی را در شرق کوردستان می‌توان یافت كه از آسیب‌های جانی، روحی‌ـ روانی و مالی اعتیاد در امان مانده باشد. اگر خانواده‌ای هم به اعتیاد دچار نشده باشد، مطمئناً یكی از نزدیكان، خویشاوندان و یا همسایگان آنها در دام مواد مخدر افتاده و موجب دردسر و ایجاد اختلال در روند یك زندگی سالم و كم‌دغدغه گشته است. برای همین است كه مساله‌ی اعتیاد و وابستگی به مواد مخدر و مهم‌تر اینكه، اختصاص و یا به‌عبارت صحیح‌تر، اتلاف بخشی از انرژی زندگی روزانه و هزینه‌ی جانی و مالی به امری عادی مبدل گشته و بدان خو گرفته‌اند. از طرفی دیگر، اگر كسی هم جزو این افراد نباشد و در جایگاه یك بیننده قرار گرفته باشد و یا در حكم یك مأمور و یا مسوول دولتی مجبور به انجام وظیفه و خدمت است، باز هم به‌طور تدریجی در مقابل این وقایع تأسف‌برانگیز چشمانش را گرفته و با بی‌تفاوتی نسبت به آن، بدون مجادله و تلاش برای چاره‌یابی و یا ریشه‌كن‌ساختنش مانده است. در واقع, درمان و راه چاره‌های موجود، خود همه فاقد ریشه‌یابی و ازبین‌بردن اعتیاد هستند و در بسیاری موارد، در راستای مشغولیت هدف‌مند انسان‌ها بوده و در نتیجه، موجب ادامه و گسترش بی‌رویه‌ی این پدیده‌ی تلخ و ناگوار گشته است.

برای نخستین بار در تاریخ است كه غول اعتیاد، چنین وقایع تلخ و تراژدیكی را به‌وجود می‌آورد و افراد جامعه، در گرداب چنین بیچارگی و فلاكت تحمل‌ناپذیری گرفتار می‌آیند. سیاست‌هایی پنهانی و پلید، با پنبه سر انسان‌ها را بریده و آنها را در دام مرگ تدریجی به‌حال خود رها می‌سازد؛ دامی كه هر روز تعداد بیشتری را با رشد صعودی در خود می‌بلعد. واقعیتی كه دولت، آمار و گزارش‌های دولتی، آن را به‌شیوه‌یی بسیار غیرواقعی و منحرف‌شده ارایه می‌دهد. زیرا كه ارایه‌ی برآوردی از تعداد مبتلایان و اثرات مصرف مواد مخدر در جامعه تقریباً امکان‌ناپذیر است و با توجه به گستردگی و تنوع اثرات آن، ممكن است آشكارسازی آنها چند دهه طول بكشد.

در زمانی نه‌چندان دور، تنها انسان‌هایی انگشت‌شمار، انگشت اشاره به سوی خود آنها دراز می‌شد و معتادشان می‌خواندند. اما هم‌اكنون اگر بدین منوال، پیش رود، اعتیاد، همه جامعه را دربر گرفته و آنگاه معادله بالا به‌هم خواهد خورد و حالتی بالعكس به‌خود خواهد گرفت. این روند پیشرفت، آن‌چنان تأثیرات مخربی را به‌بار آورده است كه اگر در گذشته خانواده‌یی تحت هیچ عنوانی فرزند و یا پدر معتادش را به خانه راه نمی‌داد و یا با او برخورد سرد و خشنی را انجام می‌دادند، در شرایط كنونی و بعد از فراگیرشدن اعتیاد و بی‌فایده‌دیدن ترك و یا درمان و مقابله با آن، این‌بار ناچاراً به معتادبودن فرزند یا پدرشان راضی بوده و تمام تلاش‌های‌شان را در این راستا به‌كار می‌گیرند كه بیش از این، آبروریزی نشود و هر چه را كه می‌خواهد ـ حتی اگر مواد مخدر هم باشدـ برای او تأمین كنند؛ به‌شرطی كه به خارج از خانه نرفته و مشكلات دیگری را دست و پا نكند.

در حال حاضر، با وضعیت كنونی، تعداد زیادی از افراد جامعه به مواد مخدر وابسته شده و همراه با آن، سطح بسیار زیادی از انرژی و پتانسیل جامعه صرف پیشگیری، درمان و مقابله با آن و حتی سوختن و ساختن با پسامدها و خسارات اعتیاد می‌گردد. این در حالی است كه مشكلات اساسی جامعه مقوله و موضوعات دیگری هستند و این انرژی و پتانسیل، بایستی در چنین راه‌هایی كانالیزه، متمركز و سازماندهی شود. در اینجا باید نقش دولت و سیاست‌های پلید آن را در شكل‌گیری چنین وضعیتی، به‌خوبی ارزیابی و تحلیل نمود. چرا كه در جامعه بسته‌یی همچون جامعه‌ی ایران، سردمداران رژیم، مشغولیت و وابستگی افراد به مواد مخدر را بهتر از تفكر و حركت در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و... می‌دانند. چنان‌كه وابستگی یا اعتیاد به مواد مخدر هنوز هم از دید بالاترین مقام انتظامی كشور جرم محسوب می‌شود اما این در حالی است كه از سوی فعالان و پژوهندگان در مبارزه با این معضل حاد اجتماعی كه گریبان‌گیر جامعه و به‌ویژه جوانان شده، مشكل جسمی، روانی و اجتماعی به‌شمار می‌رود كه از سال 1367 به‌بعد همچنان روند صعودی خود را طی می‌كند و همراه با این افزایش، سن مصرف كاهش می‌یابد. البته نكته بسیار مهمی كه تاكنون بی‌اهمیت جلوه داده شده و حتی می‌توان گفت كه مخفی مانده است بعد سیاسی این مشكل است كه در بالا بدان اشاره نمودیم و در ادامه این مقاله بیشتر بدان خواهیم پرداخت.

پیش از اینكه به بعد سیاسی مساله اعتیاد در شرق کوردستان یا به‌عبارتی بهتر، تخریبات ناشی از سیاست‌های نابجا و غیرانسانی رژیم جمهوری اسلامی بپردازیم، ارایه دیدی كلی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه شرق کوردستان ما را در ریشه‌یابی معضل و كابوس اعتیاد یاری خواهد داد. لذا تا زمانی که جوانب مختلف مساله را واقع‌بینانه مورد بررسی و ارزیابی قرار ندهیم، به دیدی صحیح و چاره‌جویانه دست نخواهیم یافت؛ هر یك از موارد، دارای اهمیت خاص خود و مرتبط با همدیگر بوده و قابل تجزیه و تحلیل هستند. از طرفی دیگر، هیچ‌كس فطرتاً مجرم و بزهكار نیست؛ اعتیاد نیز دلایل متعددی دارد و شرایط آن در هر منطقه با منطقه دیگر متفاوت است. زیرا كه شرایط نامساعد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، روانی و شخصیت جامعه و فرد، عوامل و فاكتورهای تعیین‌كننده و تأثیرگذار هستند. در غیر این‌صورت، دید تك‌بعدی به اعتیاد به‌مثابه‌ی یك جرم و یا دیدی كه آن را صرفاً مشكلی جسمی، روانی و اجتماعی می‌بیند ما را به‌سوی چاره‌یابی و درمان نهایی رهنمون نخواهد ساخت.

بدون شك، وضعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه شرق کوردستان از سیر تاریخی، وضعیت جغرافیایی و فرهنگی و مهم‌تر اینكه، سیاست‌هایی كه حاكمان مختلف در طول تاریخ بر این بخش از کوردستان اعمال كرده‌اند، متأثر گشته‌اند؛ از این حیث، این سیاست‌ها بر روند شكل‌گیری ساختار اجتماعی، ذهنیتی، شخصیتی و هویت فرهنگی و زبانی كوردها دارای نقشی تعیین‌كننده و تأثیرگذار بوده است.

همچنان‌كه به تراژدی‌بودن واقعیت اجتماعی در رابطه با پدیده‌ی اعتیاد در شرق کوردستان اشاره گشت، بایستی این را هم به‌خوبی درك نمود كه این وضعیت تراژدیك نیز، حاصل شرایط دشوار و متمایزتری در دیگر مناطق ایران می‌باشد. زیرا كه تنها شرایطی بحرانی، غیرعادی و پر از ناهمواری می‌تواند به‌وجودآورنده چنین تراژدیی باشد؛ تربیت غلط، ازدیاد تعداد فرزندان و برخوردهای ناآگاهانه والدین چه در حین مرحله كودكی و چه در مراحل بعدی رشد آنها، زودبالغی و مواجهه زودرس با مشقات زندگی، وجود بیكاری و فقر اقتصادی بیش از اندازه، مأیوس‌بودن و ناامیدی از رسیدن و دسترسی به اهداف نهادی‌شده و شخصیت آرمانی تعریف‌شده از سوی رژیم و متعاقب آن دوری و غفلت از وسایل نهادی‌شده، محدودیت‌سازی جریان تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مسوولیت‌های اداره كشور، استان، شهر و... در نتیجه اجرای سیاست‌های كوردزدایی و آسیمیلاسیون فرهنگی كوردها كه به‌مثابه‌ی ژینوسایدی دارای گستره و قدرت تخریب است، از جمله عوامل و فاكتورهای عمده گسترش بی‌رویه و بیش‌ازحد اعتیاد در شرق کوردستان می‌باشند كه برای ازبین‌بردن و حل آنها، احتیاج به مبارزه و برخوردی عملی و علمی و جدی و سیاستی صحیح و دموكراتیك همراه با پیشرفت‌های عینی دارد؛ مساله‌یی كه هم‌اكنون بالعكس آن در حال جریان است و روزبه‌روز روبه وخامت می‌گراید. چرا كه علاوه بر موارد بالا ـ‌كه هر كدام احتیاج به تشریح و تفسیر دارندـ با توجه به درنظرگرفتن شدیدترین مجازات‌ها برای تولید و مصرف مواد مخدر، هرساله بر تعداد معتادان افزوده شده و جامعه هر روز با فقر نیروی انسانی كارآمد و سازنده بیشتر مواجه می‌شود. از این‌رو, بستر برای رفتارهای انحرافی روزبه‌روز مهیاتر می‌گردد.

همچنین مواردی كه در بالا بدان‌ها اشاره شد چنان شخصیت ناامید، شكست‌خورده، بی‌اراده، قدرگرا، گرسنه، ازخودبیگانه و ضعیفی را به‌بار آورده كه در مقابله با دشواری‌ها و مشكلات زندگی، یا تسلیمیت و یا بن‌بست را برای خود مسلم می‌بینند؛ هنگام تلاش برای خروج از بن‌بست نیز با توجه به فراوان‌بودن مواد مخدر در جامعه و ویژگی‌های خاص آن، گرایش بیشتری به مصرف این مواد پیدا می‌كند. بنابراین، با انتخاب این راه غلط، به‌جای كاستن دردها بر تعداد و شدت دردهایش افزوده و خود را بیشتر در باتلاق ناامیدی و بیچارگی فرو می‌برد؛ تا جایی‌كه دیگر راه زندگی و مبارزه دوباره را از خود سلب می‌كند. این وقایع ناگوار، ریشه‌یابی و توضیح بیشتری را می‌طلبد كه در زیر به شرح آنها می‌پردازیم.

پیش از هر چیز كودك كورد بسیار زودتر از آنچه كه تصور می‌شود وارد اجتماع‌های بزرگ‌تر از خانواده گشته و از كنترل والدین خارج می‌شود. چرا كه در همان چندسال آغازین زندگی خود، با توجه به مشكلات فزاینده‌ای كه دور و بر او را فرا گرفته‌اند و همچنین تربیت غلط، ناآگاهانه و به‌دور از مسایل روان‌شناسی، جستجو برای یافتن راه‌حل‌ها و یا فرار از وضعیت موجود بسیار زودتر از موعد احتمالی شروع می‌شود؛ دیگر مكان یا سرپناهی كه در آن احساس امنیت كند در دسترس نمانده و در طی یافتن مأمن دیگری، دوری و انزوا را انتخاب می‌كند. آمارهای موجود گویای چنین واقعیتی است كه رده سنی كودكانی كه مشغول به‌كار و یا برای كار به شهرهای دیگر می‌روند بسیار پایین‌تر از شهرهای دیگر ایران است. به‌همین دلیل، زمینه‌ی دچارشدن آنها به بیماری‌ها و انحرافات اجتماعی همچون اعتیاد افزایش می‌یابد. چه بسا بسیار رخ داده كه تعدادی از آنها در نتیجه وابستگی به مواد مخدر از بین رفته و تعداد دیگری نیز به كاشانه خود برگشته و سربار خانواده و در نتیجه جامعه گشته‌اند. ضربه‌خوردن زودهنگام در كودكی نیز موجب ضربه‌پذیرشدن فرد در مراحل بعدی زندگی و حتی مرگ زودهنگام با انتخاب راه‌های انتحاری می‌شود. برخی از تراژدی‌های وحشتناك نیز از چنین واقعیتی نشأت می‌گیرد. مركز استان‌ها و به‌ویژه حاشیه‌ی این شهرها و مكان‌های تجمع معتادین، روزانه شاهد تلفاتی از این دسته می‌باشند؛ به‌خصوص تعداد قابل‌توجهی از آنها را افراد كمتر از 30و35 سال تشكیل می‌دهند.

این‌گونه جان‌سپردن‌ها چنان شكل عادی به‌خود گرفته‌اند كه روزانه برای شنیدن آنها انتظار چندانی را نخواهی كشید. در این میان، روحیه و روان و به‌طور كلی، وضعیت افراد جامعه‌یی كه هر روز شاهد و شنونده‌ی چنین وقایع تلخی هستند و حتی اینكه احتمال دارد هر لحظه خود دچار آن شوند، چگونه می‌تواند سالم و دچار بیماری‌های مختلف نگردند و سرشان را میان دستان‌شان بر روی زانوهای‌شان نگذارند.

با توجه به این وضعیت سالانه بیش از پنج درصد به جمع معتادان كشور افزوده می‌شود، در حالی كه سازمان بهزیستی كشور تنها توان مداوای دو درصد معتادان را دارد. بر اساس گزارش سمینار پیشگیری از اعتیاد 70 درصد معتادان ایرانی متاهل هستد و علاوه بر این، روزانه 600 نفر در رابطه با مواد مخدر دركشور دستگیر می‌شوند و ماهانه بیش از هزار نفر به دلیل سوء مصرف مواد مخدر می‌میرند. راه‌حل و برنامه‌های رژیم، پخش و فروش آزاد داروهای شیمیایی از جمله آمپول، اوپ‌چیچك، تم‌چیچك كه از مرفین خطرناك‌تر می‌باشد؛ یا معرفی‌كردن كپسول نالتروكسین به عنوان ترك اعتیاد كه پس از دو سه ماه انسان را از پای در می‌آورد و یا...

از طرفی دیگر, میزان رشد اعتیاد در زنان در کشور نسبت به میزان رشد اعتیاد مردان بیشتر بوده و این مساله شامل کوردستان هم می‌شود. مثلا نه‌درصد از جمعیت معتادین استان کوردستان زن هستند. همچنین 25 تا 30 درصد از معتادین زن در این استان از طریق شریک زندگی و یا جنسی خود و یا یکی از اعضای خانواده معتاد شده‌اند. بیش از 40 تا 45 درصد از طلاق های استان نیز به دلیل اعتیاد است.حتی اینکه تحصیلکردگان بیشتر گرایش به مصرف مواد صنعتی دارند و رشد اعتیاد به مواد صنعتی در میان زنان بیشتر است. یکی از دلایل گرایش زنان به مواد مخدر به‌خصوص صنعتی باورهای غلط جامعه از جمله استفاده برای لاغری، افزایش توان جنسی، افزایش ضریب هوشی، زیبایی و افزایش شب‌بیداری‌های قبل از امتحانات بوده که مهم‌ترین آن راحت جلوه‌دادن درمان است.

در جامعه‌ی ما طرز تلقی و نگاه عموم افراد و دولت‌مردان به اعتیاد به عنوان یك مساله‌ی شخصی و فردی مطرح بوده و نه مساله‌یی اجتماعی و حتی سیاسی؛ مردم به افراد معتاد با حالتی ترحم‌انگیز می‌نگرند و آنها را بیماران اجتماعی نمی‌دانند. بلكه آنها را در ردیف مجرمان، مورد سرزنش و نفرت قرار می‌دهند و مجازات می‌كنند. در نتیجه، اشخاص داغ‌خورده در اثر ارزش‌گذاری‌های منفی دیگران، از یك "هویت فاسد" برخوردار می‌شوند. چرا كه آن را با موازین اجتماعی ناهماهنگ می‌بینند. در حالی كه ریشه درد در جامعه است نه فرد.

همین نابسامانی اوضاع اجتماعی، اقتصادی و تربیتی است كه سیاست‌های دولت ایران در جهت معتادكردن افراد بسیار كم‌رنگ و پنهان می‌ماند. در حالی كه دولت از این نابسامانی‌ها كه خود سرچشمه آنهاست، نهایت استفاده را برده و با پنبه سر انسان‌ها را می‌برد. به‌ویژه اگر مناطقی جزو مناطق ناامن و مشكل‌ساز به حساب آیند، آنگاه سیاست‌های رژیم به شیوه‌یی بسیار غیرانسانی‌تر به اجرا در می‌آیند.

 

بدون آزادی رهبری, منزوی‌سازی پایان نخواهد یافت

انجام برخی دیدارهای گاه و بی‌گاه، بدین مفهوم نیست که 17 سال سیاست منزوی‌سازی سنگین انجام نشده است...

تراژدی محیط زیست در ایران (4)

وزارتی که خود بانی سدسازی که منشاء ریزگردهاست، نمی‌گذارد اطلاعاتش به‌دست دیگران بیفتد. پس اعتراضات ...

این وطن را به یقین دوباره وطن كنیم!

درد جامعه گاه زخم عمیقی است با ناله‌یی سخت فروخورده در گلو. و درد جامعه‌ی كورد همواره چیزی بوده از همین مایه...

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]