23/09/2017

آزادی زنان در تقابل با جنسیت‌گرایی اجتماعی

با تقلید و پیروی نمودن از مرد و تداوم سنت قدرت حول محور زن، آزادی زنان ممکن نمی‌گردد. آزادی؛ دوباره زیستن فرهنگ مادری بر اساس علم و آگاهی می‌باشد...

 

 

 

 

هویت ایدئولوژیک ما مبتنی بر آزادی جنسیتی(آزادی زنان) در تقابل با جنسیت‌گرایی اجتماعی است. اکنون در عصر‌ی بسر می‌بریم که بلحاظ علمی و پراکتیک اثبات گشته است که تمامی دلایل و بهانه‌هایی که ازآن طریق سیستم حاکمیتی مرد، زنان را از فعالیت‌های سیاسی‌ـ‌اجتماعی دور ساخته، پوچ و باطل می‌باشند. امروزه هیچ علم و حقیقت اجتماعی‌ای نمی‌تواند به چنین نگرشی (سیستم حاکمیت مرد) مشروعیت ببخشد. بنابراین کاراکتر عصرکنونی تمامی دلایل و مسببات دور نگه‌داشتن زنان از فعالیت‌های سیاسی‌ـ‌اجتماعی را با شکست مواجه و مردود ساخته است.

اما نظام حاكم کاپیتالیستی، بر [نگرش] جنسیت‌گرایی اصرار می‌ورزد؛ با دام‌گستری و به اشکال [و ترفندهای]‌مختلف مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه‌ی زنان را به انحطاط می‌كشاند. با مدنظر گرفتن و تعریف آزادی در چارچوب‌ و بُعد فیزیکی (حق رفتن زنان به کارخانجات و کار، حق انتخاب لباس و مایحتاج خود و ...) تلاش‌های آزادی‌خواهانه‌ی واقعی زن را از معانی تهی ساخته، از ماهیت آن دور نموده و مدل انحرافی خود را به مثابه‌ی آزادی جلوه می‌دهد. البته کاراکتر عصر ما چنین است. و کاراکتر جنبش ما نیز این‌گونه است. قبل از هر چیز بایستی بپذیریم که جنسیت‌گرایی اجتماعی بر ما حاکم است. زیرا با این فرهنگ پرورش یافته و بزرگ شده‌ایم؛ این فرهنگ به چه شکلی مکرراً استمرار یافته است؟ سالیان متمادی و طی نسل‌های پی‌درپی ادیان، متولوژی، و فلسفه بر اساس حاکمیت مردانه ایجاد گشته‌اند؛ یعنی بصورت زن‌ستیزانه. از منافع مردان دفاع کرده‌اند. مدام زنان را به‌مثابه‌ی منشا پلیدی، ناقص و سربار جلوه داده‌اند. حتا در متولوژی حاکمان و کتب دینی تورات، قرآن و غیره آمده که "زن همچون وسیله‌ای جهت برآورده نمودن نیازهای مرد به وجود آمده است"، نه همچون ویژگی طبیعی زندگی و یا لازمه‌ی اساسی حیات. در متون دینی آمده كه: "زن از استخوان دنده‌ی آدم بوجود آمده است." چنین چیزی غیرعلمی و غیرواقعی می‌باشد. مطابق دین مسیحیت نیز «مرد بوسیله‌ی زن؛ نه از زن، بوجود می‌آید. یعنی فقط یک وسیله است و وجودش برای بوجود آمدن مرد است.» اما در اصل عکس آن صحیح است؛ زن از استخوان دنده‌ی مرد بوجود نیامده است، بلکه مرد از زن پدید می‌آید. بر این اساس باید فرهنگ حاکمیت مورد بازبینی قرار گیرد، زیرا از یک دروغ آغاز شده است: "زن از استخوان دنده‌ی مرد بوجود آمده است" بدین سبب مدام در درجه‌ی دوم و همچون وسیله و ابژه (شیء) جای گرفته است.

برخی‌ها به عنوان وسیله‌ای جهت تولید بچه و یا ابزار جنسی از زنان استفاده می‌كنند و جهت قبولاندن آن سال‌ها بر زنان چنان فشاری اِعمال گشته که هیچگاه جسارت ادعای برابری با مَرد را ننمایند. تاجایی که دیگر احساس کمبود نموده و خود را ناقص می‌یابد. برخوردهای نادرست و حقارت‌آمیز سبب گشته که زن‌بودن به‌مثابه‌ی جرم تلقی شود؛ مردان به مردبودن خود بسیار می‌بالند، اما زنان نسبت به وجود خود احساس جرم و خطا می‌نمایند. بایستی این نگرش تصحیح گردد و عدالت اجتماعی جایگزین شود. آن همه رنج، کار و خستگی و بسیاری از خصوصیات اجتماعی، کار و تلاش، خانه‌داری که دشوارترینِ کارهاست، و درک حیات زن نادیده گرفته می‌شود. چرا؟ زیرا نه همچون سوبژه بلکه به‌مثابه‌ی ابژه در نظر گرفته می‌شود. نه درد و آلامش درک می‌گردد و نه به دسترنجش ارزشی داده می‌شود. 

منشا ویژگی فلسفه آزادی دو مورد اساسی می‌باشد:  1ـ  اصالتا فرهنگ اله‌گی و مادری در سرزمین کردستان بوجود آمده و عظمت یافته، بنابراین دوباره زیستن خاطره‌ی فرهنگ مادری وظیفه‌ی ماست. 2ـ [ایدئولوژی] PKK و بویژه مشارکت انبوه زنان در صفوف [مبارزین] را باید به خوبی در نظر داشت. مثلا امروزه نیز حتا سوسیالیست‌ترین، مترقی و دموکرات‌ترین مرد نیز با نگرشی حقارت‌آمیز و منقوص نسبت به زن برخورد می‌نماید. با این طرز برخورد که: «هر چند که خوب و شایسته‌ی قدر و منزلت نهادن نیز ‌باشد، نتیجتاً همسان مَرد نبوده و باید از آن محافظت نمود.» اما در PKK مورد دیگری پدید آمد؛ نه فقط اثبات برابری نیروی فکری بلکه می‌توانند در کار فیزیکی نیز بطور برابر مشارکت نمایند. زنان در صفوف PKK وظایف گریلایی، فرماندهی، انجام عملیات و حمله به دشمن، پیشروی و راهپیمایی طولانی را بدون کم وکاست به انجام می‌رسانند. برخوردهای جنسیت‌گرایانه‌ی اجتماعی گاهاً سبب گشته که با نشان دادن نواقص و کمبودهای زنان، نواقص و خطاهای مردان نادیده گرفته شوند. اما اگر به مقایسه بپردازیم، در اصل نواقص و خطاهای مردان در درون جنبش انقلابی از زنان بیشتر بوده است. شیوه‌ی برخورد صحیح بصورت توامان بلحاظ فیزیکی نیز برابری زن و مرد را پدیدار نمود. بویژه درون PKK هیچ دلیل و بهانه‌ای جهت این‌که با دیدی متفاوت(منفی) به زنان بنگریم، باقی نمانده است. نه زنان و نه مردان حق برخورد جنسیت‌گرایانه نسبت به زنان را ندارند. چراکه جنسیت‌گرایی اجتماعی نه فقط بیماری مردان بلكه به زنان نیز سرایت نموده است. زنان هم، [در جامعه] نسبت به خود بی‌باور گشته‌اند. تحت تاثیر فرهنگ اقتدار؛ از جنس خود صیانت و دفاع به عمل نمی‌آورند و البته که چنین چیزی نیز جنسیت‌گرایی اجتماعی است. بنابراین این مسئله باید حل و چاره‌یابی شود؛ می‌باست از برخوردهای حقیربینانه و ابژه‌واری به شکلی ریشه‌ای از طریق آموزش و ایجاد باوری، گذار صورت گیرد و به جای آن ارتباط زن و مرد بر پایه‌ای نوین (برابری و احترام متقابل) برقرار شود، نه تقلیدگرایی.

آزادیِ زنان، به معنای شبیه‌ به مرد شدن و انجام کارهایی که مرد تابه کنون انجام داده است، نمی‌باشد. توجه نماییم که فرهنگ مادری به معنای زن‌سالاری و حاکمیت زنان نمی‌باشد. فرهنگ زن‌مادر، متفاوت از حاکمیت زنان است. فرهنگ مادری امری اجتماعی است، اما زن‌سالاری و حاکمیت زنان، به معنای تقلید از مرد می‌باشد. چنین چیزی هیچ ارتباطی با آزادی ندارد، بلکه حاکمیت می‌باشد. مورد حائز اهمیت آن است که زنان خود را بشناسند، خود را دوست بدارند، نسبت به خصوصیات زن‌بودن‌شان افتخار نمایند، و در چارچوب وضعیت خویش به سیاست بپردازند، سازماندهی خود را گسترش داده، ایدئولوژی خویش را یافته و شکل دفاع از خود را تعیین كنند. مرد نمی‌تواند چنین مواردی را [برای زن] تعیین نماید. همچنین با پیروی از اعمال و رفتار مرد، زن به جایی نمی‌رسد و نهایتاً به مرد مبدل می‌گردد.

مثلا، در کشور اسرائیل که زنان نیز به خدمت نظامی دولت درمی‌آیند، اخیراً در سایت‌های اینترنتی، [این زنان]  اعترافات جالب توجهی نموده‌اند. می‌گویند: «در واقع دست به انجام هر کاری می‌زدیم و وادار به انجام هر کاری می‌شدیم، اما بعد متوجه شدیم که از زن‌بودن خود دور می‌شویم، خصوصیات مردها را به خود گرفته و همچون آنان می‌شویم.» در اینجا زن تصور می‌كند که آزاد می‌گردد، اما در اصل آزادی و راه آزادی نیست بلکه به مرد مبدل می‌شود. البته که با تقلید و پیروی نمودن از مرد و تداوم سنت قدرت حول محور زن، آزادی زنان ممکن نمی‌گردد. آزادی؛ دوباره زیستن فرهنگ مادری بر اساس علم و آگاهی می‌باشد. یعنی زنان با هنر و دانش خود به کانون فعالیت اجتماعی مبدل گشته و به چنان ملاک و معیاری دست یابند که برای مرد الگویی جهت نظم بخشیدن به خود گشته و مردان معیارهای خود را [بر مبنای زنان] تعیین نمایند.

در محیطی که زن در آن حضوردارد؛ بایستی نظم و دیسپلین، رعایت احترام، و همه چیز حساب‌شده باشد. در غیر آنصورت بدان معناست که آن زن، بازنمود [سرشت و جوهره‌ی] خویش نمی‌باشد. در این راستا بایستی این را از موردی سطحی گذار دهیم؛ برخوردهایی نظیر این‌که بگوییم:‌ «در این مورد هنوز متقاعد نگشته و باور ننموده‌ام و نظیر آن...» غلط و اشتباه می‌باشند. این مسئله‌ای ایدئولوژیک است نه تاکتیکی، اگر بدان باوری ندارید، چگونه PKK ای هستید، چگونه مبارز آزادی‌خواه هستید و هنوز بدان باور ندارید، بعد از این همه مبارزه، رهنمود و تلاش و كوشش پس چه زمانی متقاعد می‌شوید؟ بنابراین باید با  این نگرش‌ها بدون هیچ تنزلی برخورد نمود…              

 

برگرفته از: کتاب درسگفتارهایی در باب ایدئولوژی از "شهید رستم جودی"

 

تجاوز سلاحی در خدمت مزدورسازی

نهاد اطلاعات عمداً دختران خانواده‌های میهن‌دوست را هدف قرار می‌دهد؛‌ با ربودن و یا فریفتن این دختران، آنان را به اعتیاد می‌كشاند و بعد به آنها تجاوز می‌كند...

پارادوکس هویت زن زیبا و نظام کالایی

مصرف کالاهای مشتق‌شده از زن به راحتی و بدون هیچ‌گونه مانع اخلاقی و وجدانی صورت می‌پذیرد...

بی‌اراده‌کردن و هویت‌زدایی زنان کورد در زندان‌های ایران

باندهای فحشا در کوردستان بدون استثنا با مراکز امنیتی نظام نظیر سپاه پاسداران، اطلاعات, بسیج و... در ارتباط می‌باشند...

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]